- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
عکس های جدید نیکی مظفری
در این قسمت از جزقل برای شما عزیزان عکس سلفی نیکی مظفری + بیوگرافی نیکی مظفری قرار داده شده است .
عکس جدید نیکی مظفری
وقتی کسی دیوانه می شود، حتما چیزی را فهمیده، که دیگران نمی دانند؛
زخمی کاری یا دردی کُشنده
شاید هم واقعیتی شیرین …
عکس های جدید نیکی مظفری
((بیوگرافی نیکی مظفری))
نیکی مظفری یگانه فرزند مجید مظفری، هنرپیشه پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون بازیگری را از کودکی با حضور در مجموعه تلویزیونی «بچه ها قصه ها» شروع کرد. دو سال بعد در مجموعه تلویزیونی «ضلع ششم» به کارگردانی مسعود فروتن در کنار بزرگان حرفه بازیگری، از جمله پدرش ایفای نقش کرد. او در ادامه و در پایان دوره راهنمایی به کلاس های زنده یاد حمید سمندریان رفت و مدت دو سال فنون بازیگری را فرا گرفت و بعد از پایان دوره دبیرستان، معماری را در لندن آموخت و در بازگشت به ایران، مدت هشت سال به عنوان مدیر تولید، جانشین تهیه کننده، طراح صحنه، طراح گریم و… در فیلم فیلمسازی پدرش به کار اشتغال داشت و با اینکه می توانست در طول آن مدت در ده ها فیلم سینمایی و کار تلویزیونی حاضر شود ترجیح داد به تجربیات خود در این عرصه بیفزاید
نیکی مظفری سال گذشته با نمایشنامه های «شب روی سنگفرش های خیس» به کارگردانی هادی مرزبان و «رویاهای رام نشده» به کارگردانی ایوب آقاخانی روی صحنه رفت که در هر دو نمایشنامه با جمعی از بزرگان همبازی بود و همچنین در مجموعه تلویزیونی «غریب آشنا» به کارگردانی صباغ زاده با پدرش همبازی شده که در ماه مبارک رمضان روی آنتن تلویزیون پخش رفت و… با او پیرامون کارهایش و خانواده اش گفت و شنودی انجام شده که خواندنی است
نیكی مظفری: بابا همه زندگی من است و خودش هم این را میداند. ما بیشتر از اینكه با هم رابطه پدر و فرزندی داشته باشیم رفیق هستیم. من در تمام زندگیام سعی كردهام همه حرفهایم را با پدرم در میان بگذارم چون معتقدم رفیق و دوست واقعی هر انسانی پدر و مادرش هستند و هیچكس خیر و صلاح فرزند را به اندازه پدر و مادرش نمیخواهد.
روز تولد نیكی بهشدت نگران بودم
مجید مظفری: روزی كه قرار بود نیكی به دنیا بیاید من از ساعت ۱۰ شب مادر خدابیامرزش را به بیمارستان رساندم و بسیار هیجانزده و دلواپس بودم. دكتر كمی دیر رسید و این موضوع مرا نگران و عصبانی كرده بود تا جایی كه دكتر از در دیگری وارد اتاق زایمان شد تا روبهرو نشویم (میخندد) ولی وقتی نیكی بهدنیا آمد و فهمیدم حال همسر و دخترم خوب است خوشحالی جای نگرانی را گرفت و از دكتر هم بابت عصبانیتم عذرخواهی كردم.
نیكی نوزاد درشت، زیبا و قد بلندی بود. وقتی برای اولینبار نیكی را از پشت پنجره اتاق نوزادان به من نشان دادند چند نوزاد دیگر هم در آن اتاق بود و من یكی از نوزادان را به پرستار نشان دادم و به شوخی گفتم «من اون یكی رو میخوام» (میخندد).
شهربانو، دُردانه و نیكی
مجید مظفری: اسم نیكی را مادرش انتخاب كرد.
نیكی مظفری: البته پدرم دوست داشت اسم من را شهربانو بگذارد و مادر هم ابتدا نام دُردانه را برایم انتخاب كرده بود. خدا را شكر كه دُردانه نشدم (میخندد). به نظرم این اسم مخصوصا برای زمانی که سن و سال كمی بالا باشد اصلا مناسب نیست.
یكی یكدانهام را لوس نكردهام
مجید مظفری: نیكی تك فرزند، است اما هرگز نه من و نه مادرش او را لوس بار نیاوردیم. نیكی درکنار بچههای فامیل و با فرزندان برادرها و خواهرم بزرگ شد و در كودكی هم تنهایی را حس نكرد. البته گاهی در نوجوانی آرزو میكرد كه كاش خواهر یا برادر داشت ولی خب قسمت این بود كه ما همین یك فرزند را داشته باشیم.
تفریحاتمان مشترك است
مجید مظفری: وقتی نیكی بچه بود همیشه جمعهها صبح میرفتیم كوه و پس از آن بولینگ عبدو. بعد هم میرفتیم رستوران البرز چلوكباب میخوردیم.
نیكی مظفری: ما همیشه در كنار هم هستیم. زندگی، تفریح و سفرمان مشترك است؛ یعنی فقط در زمانی كه بابا یا من سر كار باشیم كنار هم نیستیم كه تازه اگر كارهایمان در یك زمان نباشد، سر كار هم به هم سر میزنیم و بهنحوی كنار هم هستیم.
بهترین همسفر دنیا
نیكی مظفری: بسیار اهل سفر هستیم و هر وقت زمان خالی داشته باشیم فورا برنامه سفر میریزیم. بابا خیلی خوشسفر است و ما تابهحال به جاهای مختلفی در ایران و سایر كشورها سفر كردهایم.
اولینباری كه از ایران خارج شدم را فراموش نمیكنم. نخستین سفر خارجیام كشور تركیه بود و آن زمان ۱۰ ساله بودم و خیلی ذوق زده بودم و میگفتم «به به اینجا چقدر خارج است» (میخندد).
ترس از پرواز
مجید مظفری: وقتی نیكی كوچك بود از پرواز و تكانهای هواپیما میترسید. در یكی از سفرهای خارجیمان به شرایط بد آب و هوایی بر خوردیم. هواپیما هم بسیار فرسوده بود و مرتب تكانهای شدید میخورد. نیكی هم ترسیده بود و بیقراری میكرد. درنهایت با چارهاندیشی مهماندار مجبور شدیم به نیكی قرص خواب بدهیم تا از ترس و نگرانیاش كم كنیم. فكر میكنم آن هواپیما اگر یك ساعت دیگر پرواز میكرد حتما همه پیچ و مهرههایش باز میشد (میخندد).
نیكی مظفری: من هم به لطف آن قرص بعد از سفر از خواب بیدار شدم (میخندد). من ترس از پرواز داشتم و خیلی سعی كردم بر ترسم غلبه كنم که درنهایت موفق هم شدم.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار