آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد
در میان خانه گم کردیم، صاحبخانه را
آری، خانه، دنیا و صاحبخانه مولاست، و ما نابیناهایی هستیم که دیدگانمان فقط رنگهای محدود دنیایی را می بیند. ما آن نابیناهایی هستیم که گناهانمان حایل بین ما و امام زمانمان شده و قدرت دیدن نور و درک حضور صاحبخانه را نداریم.
و چقدر قبیح است که وارد خانه ای شوی، بدون اینکه دنبال صاحبخانه بگردی سعی کنی که از نعمتهای داخل خانه استفاده کنی. اینقدر مشغول شوی که صاحبخانه را نبینی و نادیده بگیری.
می خواهم حالت صاحبخانه را تصور کنم. شاید صاحبخانه گوشه ای می ایستد، به رفتارت نگاه می کند، اما تو اصلا متوجه او نیستی؛ می خوری، می آشامی و حتی گناه می کنی. و او آرام نگاه می کند و برایت سر تکان می دهد.
یا اینکه بر سجادۀ سبزش نشسته و تو در مقابل دیدگان اویی و او دستش را بالا می برد و برای هدایتت دعا می کند.
شاید هم اینگونه نباشد: چون در خانۀ کریم باز است، تو به إذن خدا وارد خانه می شوی و صاحبخانه را صدا می زنی و به دنبالش می گردی، حتی اگر او را نبینی، سعی می کنی که ادب را رعایت کنی.
ولی در هر حال ...
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
تاريخ: جمعه
10 آذر
1396 ساعت: 21:42