خرید بک لینک
دیگه زمان این رسیده که حسابی بخندیم... خیابان یک دوطرفه: یک نفر تا وارد خیابان یک طرفه می شه، پلیس می گیرتش و می گه: کجا با این عجله؟ می گه جناب سروان ، هر جا می خواستم برم دیگه دیر شده بود. ببین همه دارن بر می گردن. پوست پرتغال: به شخصی که پرتغال را با پوست می خورد، می گویند: چرا با پوست می خوری؟ گفت: من که می دونم داخلش چیه؟ برای چی پوستش و بکنم. قوی ترین حیوان: روزی پسری از پدرش پرسید: پدرجان اگه گفتی: قوی ترین حیوان کدام است؟ پدر گفت: مورچه ، چون یک روز مورچه ای داخل پریز برق رفت من هم خواستم آن را در بیاورم چنان لگدی به من رد که چند متر پرتاب شدم. شاخه ی درخت: به یه نفر می گن اگه توی آب در حال غرق شدن باشی چه کار می کنی؟ کمی گه: دستم را می گیرم به یک شاخه درخت . بهش می گن اون جا که شاخه ی درخت نیست. می گه: مجبورم، می فهمی مجبورم. مسافرت: خانواده ای برای زندگی به شهر می روند. مادر به بچه اش می گه: ای جا شهره.اگه جایی رفتی و در زدی و اون ها گفتن: کیه؟ تو یه وقت نگی: مویوم. باید بگی منم. بچه می گه: آخه اگه بگم ...

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 13:55

صفحه بندی