دیروز صبح جمعه، علی الطلوع بعد از صرف دو کاسه هلیم و نان سنگک سنگین گشتیم. لذا مجدد به بستر برگشته استراحت فرمودیم. من بعد ذلک بیدار گشته به خشایار فرمودیم حمام داغ کرده میرزا یعقوب دلاک را خبر کند بیاید ما را کیسه بکشد. برگشتنا خشایار با یک گونی بردوش در حال خره کش کردن وارد شد. فرمودیم چیست اینها؟ عارض شد: سنگ پا! فرمودیم: از خواب بیدار شده ایم حال مزاح نداریم... عارض شد: به سبیل همایونی قسم سنگ پاست...!
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
تاريخ: شنبه
23 دی
1396 ساعت: 8:09