خرید بک لینک
زن و شوهری که بعد از 25 سال زندگی مشترک از هم جدا شده بودند، دوباره با هم ازدواج کردند، ولی هرگز نتوانستند روزهای خوش جوانی را تجربه کنند. دنیای آنها به قدری از هم دور شده بود که زندگی شان با جار و جنجال و کینه ورزی ادامه یافت تا جایی که انگشتان مرد در یکی از این دعواها قطع شد. به گزارش ایران، یکی از روزهای سرد زمستان که سرما سخت بیداد می کرد مردی میانسال وارد راهروی مجتمع قضایی ونک شد و یکراست به طرف شعبه 276 دادگاه خانواده رفت. پالتوی بلندی بر تن داشت. یک دستش را چنان در جیب فرو کرده بود که انگار هیچ وقت از آن بیرون نیاورده است. آن سوتر همسرش که زنی جاافتاده به نظر می رسید با پالتوی پشمی و پوتین های سیاه ایستاده بود. نه حرفی با هم می زدند و نه علاقه ای به کنار هم ایستادن داشتند. فقط گاهی به هم چشم غره می رفتند.وقتی منشی دادگاه نام «ایرج» و «سودابه» را خواند، زن و مرد میانسال وارد شعبه شدند و نشستند. هنوز قاضی «غلامرضا احمدی» در حال مطالعه پرونده آنها بود که زن پیشدستی کرد و گفت:«آقای قاضی مگر این طور نیست وقتی مردی بخواهد همسرش را طلاق بدهد باید نیمی از دارایی اش را به او واگذا ...

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 10 بهمن 1396 ساعت: 13:48

صفحه بندی